ماه دگر مرغ برآید نواش ----- باغ بیفزاید برگ و نواش
گلبن پژمرده ز باد خزان ----- تازه كند باز نسیم صباش
زنده كند ابر درختان همه ----- مایه دهد ایزد زاب بقاش
باد صبا بر گل و بر یاسمن ----- عنبر گستر شود و مشك پاش
سبزه شود گردشگاه تذرو ----- خفتن گه بر گل و گه بر گیاش
سیر نه در دشت چریده گوزن ----- بر سمن از این پس بینى چراش
گر چه برهنه است كنون بوستان ----- پوشد نوروز پرندین قباش
گل برد از جاى ، دل عندلیب ----- باز كند شیفته و مبتلاش
مرغ بهارى بگشاید زبان ----- از بر مدح على مرتضاش
نایب دادار و در شهر علم ----- شهره شده این لقب از مصطفاش
نفس خودش خواند نبى در نبى ----- برد چو با خویش بزیر كساش
معجز پیغمبر شمشیر او ----- معجزه موسى عمران عصاش
موسى گر كرد عصا اژدها ----- تیغ على بود نى اژدهاش
دستش بگرفت به روز غدیر ----- كرد سرو سرور و سالار ماش
گفت به فرمان خداوند عرش ----- كردم امروز امیر شماش
دست بدوده كه ز لغزش بریست ----- آنكه بود دست بدست خداش
دست كسى كاو به چنین دست داد ----- بر كشد از چاه به چرخ سهاش
تخت سلیمان رهى دلدلش ----- برخى قنبر پسر برخیاش
كرسى از مرتبتش پایه یى ----- عرش برین عشرى از كبریاش
كعبه ولادتكده حیدرست ----- كرد خلیل از قبل این بناش
آنچه طلب كرد كلیم و ندید ----- دید رسول قرشى در لقاش
با او همراه به عرش و به فرش ----- یار زمین بود و رفیق سماش
گرد كه بنشستى بر موزه اش ----- دیده ربودى ز پى توتیاش
دیو گریزان شود از كلك من ----- چون كه به دیوان بنویسم ثناش

( سروش اصفهانى 1285 ه )

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388    | توسط: شیعیان منتقم آل محمد    | طبقه بندی: اشعار در وصف مولا علی(ع)،     | نظرات()